عماد الدين محمود بن مسعود شيرازى

159

رساله افيونيه ( فارسى )

اشهر آن « 1 » است كه هيچ زبانى نيست كه اين اسم را استعمال نكنند « 2 » پس آن نام‌هاى مذكور را به اين شناسند نه بر عكس « 3 » . ( ديسقوريدوس او را فروفس نام نهاده ) « 4 » . بغدادى گويد : در بسيارى از مواضع باشد كه خود رويد بر صفحات جبال « 5 » . پياز او شبيه است به پياز نرگس بلكه كوچك‌تر « 6 » و در ايّام بهار مىكارند و گل او به گل نيلوفر ماند « 7 » . حقير گويد : بايست مىگفت گل او « 8 » به گل حبّ النّيل مىماند يا به گل لبلاب كبود ( امّا به نيلوفر اصلى كم مىماند ) . و گفته‌اند كه او را زياده از چهار برگ نمىباشد و در ميان گل او ، چهار شاخ مانند موى باشد ، سه عدد به زردى مايل بود و يكى به سرخى ، و زعفران اصلى آن يك موى سرخ است و آن سه ديگر ، زعفران اصلى نيست و گاه باشد كه آن سه را به بقم رنگ كنند و سرخ شود و مجموع را به زعفران خرج كنند ( و اين خالص‌ترين اقسام غشّ او است ) « 9 » . بهترين اقسام آن ، آن است كه سرخ رنگ باشد و شعر او ضخيم باشد « 10 » و اگر به دست بمالند ، دست را رنگ كنند « 11 » و بوى آن قوى باشد و گاه باشد كه به كشوث غشّ كنند و در بلاد فرنگ به قنب غشّ كنند به اين طريق كه ريسمان‌هاى كنبى را ببرند به اندازهء زعفران و رنگ كنند و در بغداد آب بر زعفران بپاشند و بعد از آن سرنج بر آن افشانند تا بچسبد به ريشه‌هاى وى و گاه مرداسنگ سوده بيفشانند و غرض تثقيل وزن او است . اگر خواهند كه بدانند ، آن را با زعفران خالص سوده مقايسه بايد كرد كه مغشوش از خالص به تفاوت اوصاف

--> ( 1 ) . ل و آ : آنها ( 2 ) . ل و آ : حتى زبانى نيست كه اين اسم را استعمال نكنند در آن ( 3 ) . ل و آ : - پس آن نامهاى مذكور را به اين شناسند نه برعكس ( 4 ) . ل و آ ( 5 ) . ل و آ : + خواه بكارند يا خودرو باشد ، و خودروى او در صفحات خيال مىرويد بس ( 6 ) . ل و آ : امّا كوچكتر از آن است ( 7 ) . ل و آ : گل او مانند است به گل نيلوفر ( 8 ) . ل و آ : كه يا مىبايست گفت ( 9 ) . ل و آ ( 10 ) . ل و آ : + بر آن بياضى باشد خبابى دراز قد ممتلى باشد ( 11 ) . ل و آ : كند